|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 14:23 توسط بهاره قنبريان
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 14:12 توسط بهاره قنبريان
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 13:56 توسط بهاره قنبريان
|
|
||
|
|
|
|
|
باز باران بي ترانه/گريه هايم عاشقانه ميخورد بر سقف قلبم/ياد ايام تو داشتن ميزن سيلي به صورت/باورت شايد نباشد مرده است قلبم زدستت/فكر آنكه با تو بودم مهرباني در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا شيرين شود.... فقط موج هاي دريا هستند كه كه عشقن آره فقط اونا هستن با اينكه ميدونن اگه برسن به ساحل ميميرن ام بز هم بي قرارن عشق تنها شاه كليدي است كه تمام دهليزهاي قلب را ميگشايد... عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد.... عاشق شدن هنر نيست عاشق ماندن هنر است.... اگر عاشق شدن يك گناه دل عاشق را شكستن صد كناه است.... خوشبخترين پسر كسيست كه اولين عشق به دختر باشد وخوشبخترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر است... بقيه ي جملات در هفته آينده |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 22:15 توسط بهاره قنبريان
|
|
||